|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:59 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
يادت مياد كه من يك دفعه عاشقت شدم
بدون اين كه تو بخواي سوار قايقت شدم
يادت مياد نگات پر از شكايت وفاصله بود
اما به جاش نگاه من صبورو پر حوصله بود
يادت مياد وقتي بهت گفته بودم دوست دارم
گفتي ببين من فرصت اين قصه ها رو ندارم
يادت مياد با اين جواب خسته شدم از زندگي
تو رفتي و من موندم و يه دريا غرق تشنگي يادت مياد به چشم تو فقط يه ديونه بودم
يا مثل يه مرغ غريب دنبال يه دونه بودم
يه چشمت افتاد به من اين بهترين خاطره بود
يادت مياد مردم ما رو به هم نشون دادن
جز ما تمام عاشقا از چشم مجنون افتادن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:58 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:43 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
بین دو راهی موندم تو کوچه های غربت
انگار که نا نداره پاهام برای حرکت می نویسم رو دیوار از درد این غریبی از اون روزای رفته روزای ناشکیبی از بوی خوب گلها تو باغچه محبت از زخم کهنه دل تو روزگار غربت از سرزمین غمها نامه برات نوشتم تاکه تو هم بدونی چی شده سرنوشتم ![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 19:22 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
پس چرا به دادمان نمي رسد؟ ما صداي گريه مان به آسمان رسيد از خدا چرا صدا نمي رسد؟ اي ستاره ما سلاممان بهانه است عشقمان دروغ جاودانه است در زمين زبان حق بريده اند حق زبان تازيانه است وانكه با تو صادقانه درددل ميكند هاي هاي گريه شبانه است.........
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:49 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:50 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:40 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
اي قامت بلند مقدس، تنديس جاودان، اي مرمر سپيد؛ اي پاكي مجرد پنهان، در انجماد سنگ؛ من عابدانه در دل محراب سرد شب، بدرود با خداي كهن گفتم . هرگز كسي نگفته سپاس تو، اين گونه صادقانه كه من گفتم . ديگر مرا، با اين عذاب دوزخيت مگذار مهر سكوت را، زين سنگواره لب سرد ساكتت بردار از اين نگاه سرد، با چشمهاي سنگي تو. دلگير مي شوم . اي آفريده من، آري، تو جاودانه جواني، من پير مي شوم . در اين شبان تيره و تار اينك، اي مرمر بلند سپيد، تنديس دستپرور من، پرداختم تو را . با اين شگرف تيشه انديشه، در طول ساليان ، - كه چه بر من رفت - با واژه هاي ناب در معبد خيالي خود ساختم تو را . اما، اي آفريده من ! نه ، اي خود تو آفريده مرا، اينك، با من چه مي كني ؟! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:35 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
به نام او که مرا افرید تا تو را دوست داشته باشم کلمه مقدس عشق هرگز نصیب بی وفایان نمی شود در زندگی بیاموز که دلت را به هر کسی تعارف نکنی به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد گریه اثرها دارد اشک تاثیرش وصف ناکردنی است بگذار گذشته گذشته باشد امروز هدیه است استفاده کن فردا هنوز نیامده خیلی فکرش را نکن من دگر نگیرم الفت ز جهانیان به جز تو تو هم ار مرا نخواهی سر بی کسی سلامت زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 15:48 توسط زهرا
|
|
||